تروما و مغز: وقتی تجربهای دشوار رد میگذارد
نگاهی علمی به تأثیرِ تروما بر مغز و راههای نوینِ بهبود
تروما تنها یک خاطرهی تلخ نیست؛ تجربهای است که گاهی در عمیقترین لایههای مغز و بدن جای میگیرد و سالها بعد هم در واکنشهای روزمرهی ما حضور دارد. علمِ نوینِ روانشناسی و عصبشناسی در سه دههی گذشته نشان داده که بدنِ ما واقعاً «امتیازِ تجربههای دشوار را نگه میدارد»، اما همان علم خبرِ دلگرمکنندهای هم دارد: مغز قابلیتِ بازسازی دارد و رویکردهای درمانیِ موثری برای بهبود وجود دارد. در این مقاله نگاهی میاندازیم به اینکه تروما با مغز چه میکند و چگونه میتوان آرامآرام مسیرِ بهبود را آغاز کرد.
تروما چیست و چرا با خاطرهی معمولی فرق دارد؟
تروما به تجربهای گفته میشود که از ظرفیتِ معمولِ ذهن برای پردازش فراتر میرود؛ تجربهای که در لحظهی رخدادن، حسِ تهدید، ناتوانی و بیپناهیِ شدیدی به همراه دارد. تفاوتِ مهمِ خاطرهی تروماتیک با خاطرهی معمولی این است که خاطرهی معمولی بهتدریج به گذشته میرود و رنگ میبازد، اما خاطرهی تروماتیک گاهی بهصورتِ تکهتکه و حسی در ذهن میماند و با کوچکترین یادآور دوباره زنده میشود. بسل ون در کولک، روانپزشکِ شناختهشدهای که سالها روی تروما کار کرده، در کتابِ خود «بدن نمره را نگه میدارد» (۲۰۱۴) توضیح میدهد که چرا این خاطرهها بیش از آنکه در قالبِ کلمات بمانند، در حسها و واکنشهای بدنی ذخیره میشوند. به همین دلیل است که فرد ممکن است داستانِ ماجرا را بهسختی به یاد بیاورد، اما بدنش به یک بو، صدا یا حالتِ آشنا فوراً پاسخِ هشدار بدهد.
آمیگدالا: زنگِ هشدار همیشهروشن
آمیگدالا بخشِ کوچکِ بادامشکلی در مغز است که نقشِ سیستمِ هشدار را بازی میکند؛ هر زمان نشانهای از خطر میبیند، بدن را برای واکنشِ جنگ، گریز یا فلجشدن آماده میکند. در افرادی که تجربهی تروما دارند، پژوهشهای تصویربرداریِ مغزی نشان داده آمیگدالا بیش از حدِ معمول فعال است و گاهی به محرکهای بیخطر هم پاسخِ هشدار میدهد. نتیجهاش این است که فرد ممکن است بیدلیل احساسِ اضطراب، تنش یا گوشبهزنگیِ مداوم داشته باشد. این یک ضعفِ شخصیتی نیست؛ پاسخی است که زمانی برای زندهماندن لازم بوده و حالا بیشازحد فعال مانده است. درکِ این موضوع به فرد کمک میکند بهجای سرزنشِ خودش، با مهربانی به این بخشِ مراقبِ مغز نگاه کند.
هیپوکامپ و حافظهی هیجانی
هیپوکامپ بخشی از مغز است که به سازماندهی و زمانبندیِ خاطرهها کمک میکند؛ بهبیانِ ساده، به ما میفهماند که یک رویداد متعلق به گذشته است، نه اکنون. در شرایطِ تروما، فعالیتِ این بخش مختل میشود و خاطره بهجای آنکه بهدرستی بایگانی شود، بهصورتِ پراکنده و بدونِ تاریخِ زمانی در ذهن میماند. به همین دلیل، در فلشبکها فرد احساس میکند انگار همان رویداد دوباره دارد رخ میدهد، نه آنکه خاطرهای از گذشته را به یاد میآورد. خبرِ خوب این است که در روندِ درمانِ موفق، فعالیتِ هیپوکامپ بهبود مییابد و خاطره میتواند به جای واقعیِ خود در گذشته بازگردد. این تغییر، یکی از نشانههای مهمِ پیشرفت در درمان است.
نوروپلاستیسیتی: مغز قابلِ ترمیم است
یکی از مهمترین یافتههای عصبشناسیِ نوین این است که مغز در همهی سنین قابلیتِ تغییر و ترمیم دارد؛ ویژگیای که نوروپلاستیسیتی نامیده میشود. این یعنی اگر تروما توانسته مدارهای مغزی را تغییر بدهد، تجربههای امن، رابطههای گرم و درمانِ تخصصی هم میتوانند این مدارها را در جهتِ بهبود تغییر دهند. درمانگرها امروز میدانند که صرفاً تعریفکردنِ ماجرا گاهی کافی نیست؛ بلکه بدن هم باید فرصتِ تجربهی امنیتِ تازه را پیدا کند. به همین دلیل رویکردهای نوین، در کنارِ گفتوگو، به بدن، تنفس، حرکت و حسِ ایمنی در رابطه با درمانگر هم توجهِ ویژه دارند.
EMDR و CPT: دو راهِ علمیِ بهبود
دو رویکردِ شناختهشده و دارای پشتوانهی پژوهشیِ قوی در درمانِ تروما، EMDR و CPT هستند. EMDR یا «حساسیتزدایی و پردازشِ مجدد به کمکِ حرکاتِ چشم» را فرانسین شاپیرو در سالِ ۱۹۸۹ معرفی کرد؛ در این روش، فرد در حالیکه به خاطرهی دشوار فکر میکند، با هدایتِ درمانگر حرکاتِ چشمی یا تحریکهای دوسویهی دیگری را تجربه میکند و این کار به مغز کمک میکند خاطره را به شکلِ سازمانیافتهتری بایگانی کند. CPT یا «درمانِ پردازشِ شناختی» رویکردی است که به فرد کمک میکند باورهای آسیبدیدهای را که پس از تروما شکل گرفتهاند، مرور و بازسازی کند. سازمانِ بهداشتِ جهانی هر دو روش را در راهنماهای رسمیِ خود برای درمانِ اختلالِ پس از سانحه توصیه کرده است. این رویکردها باید زیرِ نظرِ متخصصِ آموزشدیده اجرا شوند و اثربخشیشان در صدها پژوهش تأیید شده است.
نکتههای کلیدی
- • تروما تنها یک خاطره نیست؛ تجربهای است که در مغز و بدن ردِ زیستی میگذارد.
- • آمیگدالا در افرادِ دارای تروما اغلب بیشازحد فعال است و حسِ هشدارِ مداوم ایجاد میکند.
- • اختلال در کارِ هیپوکامپ باعث میشود خاطرهها بهجای گذشته، در «اکنون» احساس شوند.
- • نوروپلاستیسیتی نشان میدهد مغز قابلیتِ ترمیم و بازسازی دارد.
- • EMDR و CPT دو روشِ درمانیِ علمی و مؤثر برای کمک به بهبود از تروما هستند.
- • بهبود ممکن است؛ اما نیازمندِ زمان، صبر و همراهیِ یک متخصصِ آموزشدیده است.
منابع
- بسل ون در کولک، ۲۰۱۴، کتابِ «The Body Keeps the Score: Brain, Mind, and Body in the Healing of Trauma»
- فرانسین شاپیرو، ۱۹۸۹، مقالهی معرفیِ EMDR در Journal of Traumatic Stress
- سازمانِ بهداشتِ جهانی (WHO)، ۲۰۱۳، راهنمای مدیریتِ اختلالهای مرتبط با استرس
- پاتریشیا رزیک و همکاران، توسعهی Cognitive Processing Therapy برای بازماندگانِ تروما
- ون در کولک و همکاران، پژوهشهای تصویربرداریِ مغزی دربارهی آمیگدالا و هیپوکامپ در PTSD