نگاهِ نو
→ بازگشت به مقالات

خواب و سلامتِ روان: شب چگونه روزِ ما را می‌سازد

رابطه‌ی دوسویه‌ی خواب و حال، پژوهش‌های واکر و درمانی به نامِ CBT-I.

ما گاه به خواب مانندِ زمانی نگاه می‌کنیم که در آن کاری انجام نمی‌شود؛ گویی بخشی از روز که از دست می‌رود. اما علمِ دو دهه‌ی اخیر روایتی دیگر دارد: خواب پُرکارترین کارگاهِ ترمیمِ مغز و بدن است. مغز در شب خاطره‌ها را پاک‌سازی و ذخیره می‌کند، هیجان‌ها را پردازش می‌کند، و موادِ شیمیاییِ ضروری برای تعادلِ خلقی را بازسازی می‌کند. به همین دلیل خواب و سلامتِ روان رابطه‌ای دوسویه و ژرف دارند؛ اختلال در یکی، دیگری را به‌سرعت تحتِ تأثیر قرار می‌دهد.

خواب از دیدِ علم: یک نیازِ بیولوژیکی، نه یک تجمل

متیو واکر، عصب‌شناس و مدیرِ مرکزِ علومِ خوابِ انسانی در دانشگاهِ کالیفرنیا، برکلی، در کتابِ «چرا می‌خوابیم؟» (۲۰۱۷) خواب را یکی از مهم‌ترین ستون‌های سلامتِ انسان معرفی می‌کند. خواب از مراحلِ متفاوتی تشکیل شده است: خوابِ غیرِ REM که در آن مغز اطلاعاتِ روز را به حافظه‌ی بلندمدت منتقل می‌کند و بدن به ترمیمِ بافت‌ها می‌پردازد، و خوابِ REM که در آن رؤیا می‌بینیم و هیجاناتِ روزانه پردازش می‌شوند. کاهشِ خوابِ شبانه، حتی برای یک شب، بر تمرکز، حافظه‌ی کاری، تصمیم‌گیری و کنترلِ هیجان اثر می‌گذارد. در درازمدت، کم‌خوابیِ مزمن با افزایشِ خطرِ بیماری‌های قلبی-عروقی، اختلالاتِ متابولیک و مشکلاتِ روانی پیوند خورده است.

رابطه‌ی دوسویه با افسردگی و اضطراب

پیش‌تر تصور می‌شد بی‌خوابی صرفاً یک نشانه‌ی افسردگی است. اما پژوهش‌های دو دهه‌ی اخیر نشان داده‌اند که این رابطه دوسویه است: بی‌خوابیِ مزمن نه‌تنها از افسردگی نتیجه می‌گیرد، بلکه می‌تواند خود یکی از قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده‌های افسردگیِ آینده باشد. مرورِ سیستماتیکِ منتشرشده در سالِ ۲۰۱۹ نشان داد که افرادِ مبتلا به بی‌خوابی، حدودِ دو برابرِ افرادِ خوش‌خواب در معرضِ ابتلا به افسردگی هستند. سازوکارِ این رابطه پیچیده است: کم‌خوابی، فعالیتِ آمیگدال (مرکزِ ترس و واکنشِ هیجانی) را افزایش می‌دهد و توانِ بازداریِ پره‌فرونتالِ مغز را کاهش می‌دهد. نتیجه، تجربه‌ی شدیدترِ هیجاناتِ منفی، حساسیتِ بیشتر به استرس و کاهشِ توانِ تنظیمِ خلق است.

پردازشِ هیجانی در خوابِ REM

یکی از یافته‌های جذابِ پژوهش‌های واکر این است که خوابِ REM نقشی کلیدی در پردازشِ هیجانی دارد. در این مرحله از خواب، فعالیتِ موادِ شیمیاییِ مرتبط با استرس مانندِ نورآدرنالین به‌شدت کاهش می‌یابد، در حالی که شبکه‌های هیجانیِ مغز فعال می‌مانند. این وضعیت به مغز اجازه می‌دهد تا تجربه‌های هیجانیِ روز را در یک «حمامِ شیمیاییِ آرام» بازسازی کند و بارِ هیجانیِ خاطره را از خودِ خاطره جدا کند. به همین دلیل گفته می‌شود خوابِ REM نوعی روان‌درمانیِ شبانه است. وقتی این مرحله از خواب کم می‌شود، خاطره‌های هیجانی همچنان «داغ» باقی می‌مانند و این می‌تواند زمینه‌ساز اضطرابِ مزمن و حساسیتِ بیش‌ازحد به محرک‌های هیجانی شود.

CBT-I: درمانی بدونِ دارو برای بی‌خوابی

خوشبختانه برای بی‌خوابیِ مزمن، درمانی غیردارویی وجود دارد که در پژوهش‌های متعدد کاراییِ آن حتی فراتر از قرص‌های خواب نشان داده شده است: درمانِ شناختی-رفتاری برای بی‌خوابی یا CBT-I. این رویکرد چند جزء دارد: محدودیتِ زمانِ بستر برای افزایشِ فشارِ خواب، کنترلِ محرک برای بازآموزیِ مغز که تخت‌خواب جای خواب است نه نگرانی، بازسازیِ افکارِ ناکارآمد درباره‌ی خواب، و بهداشتِ خواب. فراتحلیل‌های مختلف نشان داده‌اند که CBT-I موجبِ بهبودِ معنادار در زمانِ به خواب رفتن، تعدادِ بیداری‌های شبانه، کیفیتِ خواب و نشانه‌های افسردگیِ همراه می‌شود. مهم‌تر این که اثرِ آن، برخلافِ داروها، پس از پایانِ درمان نیز پایدار می‌ماند. امروز انجمن‌های پزشکیِ معتبر، CBT-I را به‌عنوانِ خطِ اولِ درمانِ بی‌خوابیِ مزمن توصیه می‌کنند.

ساختنِ شبی که روز را آباد می‌کند

اگرچه CBT-I برای بی‌خوابیِ بالینی طراحی شده، اصولِ ساده‌ای از علمِ خواب می‌تواند به همه کمک کند. ساعتِ ثابتِ بیداری حتی در آخرِ هفته، نور گرفتن از خورشید در صبحِ زود، پرهیز از کافئین در ساعاتِ پایانیِ روز، کاهشِ نورِ روشن (به‌ویژه نورِ آبی) در یک تا دو ساعتِ قبل از خواب، اتاقِ خنک و تاریک، و نگه نداشتنِ گوشی در دسترسِ تخت‌خواب همگی پشتوانه‌ی پژوهشی دارند. اگر ذهن در رختخواب پُرتلاطم می‌شود، نوشتنِ افکار روی کاغذ پیش از خواب یا تمرینِ یک تکنیکِ تنفسیِ آرام می‌تواند بارِ ذهن را سبک کند. خواب، سرمایه‌ای است که با وامِ روزانه نمی‌توان جبرانش کرد؛ هر شب فرصتی تازه برای ساختنِ مغزی آرام‌تر و روحیه‌ای پایدارتر است.

نکته‌های کلیدی

مبنای پژوهشی: این مقاله بر پایه‌ی پژوهش‌های متیو واکر در دانشگاهِ کالیفرنیا، برکلی درباره‌ی نقشِ خوابِ REM در پردازشِ هیجانی، مرورهای سیستماتیکِ منتشرشده درباره‌ی رابطه‌ی دوسویه‌ی خواب و افسردگی، و فراتحلیل‌های متعدد درباره‌ی کاراییِ CBT-I در درمانِ بی‌خوابیِ مزمن نوشته شده است.

منابع

یه نفس تازه