نگاهِ نو
→ بازگشت به مقالات

خودشفقتی: مهربان‌تر بودن با خویشتن

سه مؤلفه‌ی خودشفقتی و چرا با عزتِ نفس فرق دارد

بیشترِ ما با دیگران مهربان‌تریم تا با خودمان. وقتی دوستی اشتباه می‌کند، با او نرم و دل‌گرم سخن می‌گوییم، اما وقتی خودمان همان اشتباه را می‌کنیم، صدای درونی‌مان سختگیرانه و سرزنش‌گر می‌شود. خودشفقتی مهارتی است که این صدای درونی را تغییر می‌دهد و یاد می‌گیرد در لحظه‌های دشوار، با خودش همان‌گونه برخورد کند که با یک دوستِ عزیز برخورد می‌کرد. این مفهوم در دو دهه‌ی گذشته یکی از پرپژوهش‌ترین موضوعاتِ روان‌شناسی شده است.

خودشفقتی چیست؟

خودشفقتی، آن‌گونه که کریستین نف، روان‌شناسِ دانشگاهِ تگزاس، در سالِ ۲۰۰۳ تعریف کرد، یعنی برخوردِ گرم و درک‌کننده با خودمان در لحظه‌های رنج، شکست یا احساسِ نقص. نف نخستین کسی بود که این مفهومِ کهنِ برآمده از سنت‌های مراقبه‌ای را وارد روان‌شناسیِ علمی کرد و ابزاری برای اندازه‌گیریِ آن ساخت که امروز در صدها پژوهش به کار می‌رود. خودشفقتی به این معنا نیست که ضعف‌های خود را انکار کنیم یا از خودمان معیارهای پایین داشته باشیم؛ بلکه به این معناست که هنگامِ رنج‌بردن، با خودمان دشمن نباشیم.

سه مؤلفه‌ی خودشفقتی

نف خودشفقتی را از سه مؤلفه‌ی به هم پیوسته تشکیل‌شده می‌داند. اولی مهربانی با خود (Self-Kindness) در برابرِ خودانتقادی است؛ یعنی به‌جای سرزنشِ سختگیرانه‌ی خود، با لحنی نرم و فهمنده با خود سخن گفتن. دومی حسِ اشتراکِ انسانی (Common Humanity) در برابرِ احساسِ انزواست؛ یعنی به یاد آوردنِ این‌که رنج، شکست و نقص بخشی از تجربه‌ی مشترکِ همه‌ی انسان‌هاست و ما در آن تنها نیستیم. سومی ذهن‌آگاهی (Mindfulness) در برابرِ همانندسازیِ افراطی است؛ یعنی نگه‌داشتنِ افکار و احساس‌های دردناک در آگاهیِ متعادل، بی‌آن‌که نه آن‌ها را سرکوب کنیم و نه در آن‌ها غرق شویم. این سه مؤلفه با هم کار می‌کنند و خودشفقتیِ پایدار را می‌سازند.

تفاوت با عزتِ نفس

بسیاری خودشفقتی را با عزتِ نفس یکی می‌گیرند، اما پژوهش‌های نف تفاوتِ مهمی میانِ این دو نشان داده است. عزتِ نفس معمولاً بر پایه‌ی ارزیابیِ خود در مقایسه با دیگران یا بر مبنای دستاوردها ساخته می‌شود؛ بنابراین وقتی شکست می‌خوریم یا کسی را موفق‌تر از خود می‌بینیم، فرومی‌ریزد. خودشفقتی اما به ارزیابی وابسته نیست؛ همان‌قدر در شکست در دسترس است که در پیروزی. پژوهش‌های نف نشان داده‌اند خودشفقتی منبعِ پایدارتری برای حسِ ارزشمندی است و در عینِ حال، با مشکلاتی مانندِ خودشیفتگی، مقایسه‌ی اجتماعیِ مداوم و حسِ خصومت همراه نیست؛ چیزهایی که گاهی در عزتِ نفسِ بالا دیده می‌شوند. به همین دلیل امروز بسیاری از روان‌شناسان خودشفقتی را پایه‌ی سالم‌تری برای سلامتِ روان می‌دانند.

اثرها و تمرین در زندگیِ روزمره

پژوهش‌های گسترده نشان داده‌اند خودشفقتی با کاهشِ اضطراب و افسردگیِ خفیف، افزایشِ تاب‌آوری، کیفیتِ بهترِ رابطه‌ها و حتی انگیزه‌ی بیشتر برای پیشرفت همراه است. برخلافِ تصورِ رایج، مهربان بودن با خود تنبلی نمی‌آورد؛ پژوهش‌ها نشان داده‌اند افرادِ خودشفیق پس از شکست، انگیزه‌ی بیشتری برای تلاشِ دوباره دارند، زیرا ترسِ کمتری از شکستِ مجدد در آن‌هاست. تمرین‌های ساده مثلِ گفتن «این لحظه دشوار است؛ رنج بخشی از زندگی است؛ بگذار با خودم مهربان باشم» در میانه‌ی روزِ سخت، یا نوشتنِ نامه‌ای به خود از زبانِ یک دوستِ مهربان، می‌توانند آغازِ این مهارت باشند.

نکته‌های کلیدی

مبنای پژوهشی: این مقاله بر پایه‌ی پژوهش‌های کریستین نف (دانشگاهِ تگزاس) از سالِ ۲۰۰۳ به این سو و برنامه‌ی «خودشفقتیِ ذهن‌آگاهانه» (MSC) که نف و کریستوفر گرمر طراحی کرده‌اند نوشته شده است.

منابع

یه نفس تازه