طرحوارهدرمانی: نقشهای برای الگوهای دیرپای روان
از ۱۸ طرحوارهٔ ناسازگارِ آغازین تا حالتهای ذهن و بزرگسالِ سالم.
طرحوارهدرمانی (Schema Therapy) رویکردی یکپارچه است که جفری یانگ (Jeffrey Young) در دههٔ ۱۹۹۰ بنیان گذاشت و در کتابِ راهنمای بالینیِ ۲۰۰۳ همراهِ ژانت کلوسکو و مارجوری وایشار بهشکلِ کامل ارائه شد. این رویکرد برای کمک به افرادی طراحی شد که با وجودِ درمانهای رایج، الگوهای دیرپا و خودتکرارشوندهای را در زندگی تجربه میکنند. یانگ نشان داد که این الگوها از کودکی و در پاسخ به نیازهای هیجانیِ برآوردهنشده شکل میگیرند و مانندِ عینکی نامرئی، نگاهِ ما به خود، دیگران و جهان را رنگ میزنند. در این مقاله با ساختارِ کلیِ طرحوارهدرمانی، ۱۸ طرحوارهٔ شناختهشده، مفهومِ «حالتهای ذهنی» و چگونگیِ کار آشنا میشویم.
ریشههای طرحواره: نیازهای هیجانیِ برآوردهنشده
از نگاهِ یانگ، هر کودک پنج نیازِ هیجانیِ بنیادین دارد: دلبستگیِ ایمن، خودمختاری و هویت، آزادی برای بیانِ نیازها و هیجانها، خودانگیختگی و بازی، و محدودیتهای واقعبینانه. وقتی این نیازها بهشکلِ مزمن برآورده نمیشوند، یا کودک تجربههای آسیبزایی مثل بیتوجهی، طردشدگی، انتقادِ سختگیرانه یا بیشحمایتگری را از سر میگذراند، الگوهایی شناختی-هیجانی در ذهنِ او نقش میبندد. یانگ این الگوها را «طرحوارههای ناسازگارِ آغازین» (Early Maladaptive Schemas) نامید. این طرحوارهها در بزرگسالی همچنان فعال میشوند و در روابط، کار و تصویرِ فرد از خود اثر میگذارند، حتی اگر دیگر کارکردِ محافظتیِ اولیهشان را نداشته باشند.
۱۸ طرحواره در پنج حوزه
یانگ ۱۸ طرحوارهٔ ناسازگارِ آغازین را در پنج حوزهٔ بزرگ دستهبندی کرد. حوزهٔ نخست «بریدگی و طرد» است که طرحوارههایی مثلِ رهاشدگی، بیاعتمادی/بدرفتاری، محرومیتِ هیجانی، نقص/شرم و انزوای اجتماعی را دربر میگیرد. حوزهٔ دوم «خودگردانی و عملکردِ مختل» شاملِ وابستگی، آسیبپذیری، خودِ گرفتار و شکست است. حوزهٔ سوم «محدودیتهای مختل» با استحقاق/بزرگمنشی و خویشتنداریِ ناکافی شناخته میشود. حوزهٔ چهارم «دیگرجهتمندی» شاملِ اطاعت، ایثار و پذیرشجویی است و حوزهٔ پنجم «گوشبهزنگیِ بیش از حد و بازداری» طرحوارههای منفیگرایی، بازداریِ هیجانی، معیارهای سرسختانه و تنبیهگری را دربر میگیرد. شناختِ این حوزهها به فرد کمک میکند الگوهای خود را با زبانی روشنتر ببیند.
حالتهای ذهن: کودک، والد، مقابلهای و بزرگسالِ سالم
یانگ و همکارانش بعدها مفهومِ «حالتهای ذهنی» (Modes) را معرفی کردند تا تجربهٔ لحظهبهلحظهٔ ما را بهتر توضیح دهند. حالتها چهار دستهٔ اصلی دارند: حالتهای کودک (مانندِ کودکِ آسیبپذیر، کودکِ خشمگین و کودکِ شاد)، حالتهای مقابلهایِ ناکارآمد (تسلیمشده، اجتنابیِ بیتفاوت و جبرانِ افراطی)، حالتهای والدِ درونسازیشده (والدِ تنبیهگر و والدِ پرتوقع)، و در نهایت حالتِ بزرگسالِ سالم. هدفِ درمان این است که بزرگسالِ سالم تقویت شود تا بتواند به کودکِ آسیبپذیر آرامش بدهد، با والدِ تنبیهگر مرز بگذارد و الگوهای مقابلهای را به پاسخهای پختهتر تبدیل کند.
ابزارهای درمانی: شناختی، تجربی و رابطهای
طرحوارهدرمانی از سه دستهٔ بزرگِ تکنیک بهره میگیرد. تکنیکهای شناختی شاملِ شناساییِ طرحواره، آزمونِ شواهدِ موافق و مخالف، و بازنویسیِ باورهای ریشهای است. تکنیکهای تجربی مانندِ تصویرسازیِ ذهنیِ هدایتشده، گفتوگوی صندلی و بازوالدینیِ محدود به فرد کمک میکند با هیجانهای قدیمی بهشکلِ مستقیم کار کند. تکنیکهای رابطهای بر کیفیتِ رابطهٔ درمانی تأکید دارند: درمانگر در چارچوبِ اخلاقِ حرفهای، فضای امنی فراهم میکند تا فرد بخشی از نیازهای هیجانیِ برآوردهنشدهٔ خود را در رابطهای سالم تجربه کند. ترکیبِ این سه دسته است که اثربخشیِ ویژهٔ این رویکرد را شکل میدهد.
اثربخشی و کاربردِ امروزی
پژوهشهای دو دههٔ اخیر نشان دادهاند طرحوارهدرمانی بهویژه در مشکلاتی که با درمانهای کوتاهمدت پاسخِ کافی نمیگیرند، اثربخش است؛ از اختلالهای شخصیت تا افسردگیِ مزمن، اضطرابِ پایدار و الگوهای دشوار در رابطه. در ایران نیز این رویکرد در سالهای اخیر بهگستردگی آموزش داده میشود و بهشکلِ فردی، زوجی و گروهی به کار میرود. مهم است یادمان باشد طرحوارهدرمانی فرایندی است نسبتاً بلندمدت و نیازمندِ همکاریِ پایدارِ فرد و درمانگر؛ هدفِ آن سرکوبِ احساسها نیست، بلکه شناختِ ریشه، بازوالدینیِ بخشهای آسیبدیدهٔ درون و رشدِ بزرگسالِ سالمی است که بتواند زندگی را با انعطافِ بیشتر هدایت کند.
نکتههای کلیدی
- • طرحوارهدرمانی را جفری یانگ بنیان گذاشت و در راهنمای بالینیِ ۲۰۰۳ بهشکلِ کامل ارائه شد.
- • ریشهٔ طرحوارهها در نیازهای هیجانیِ برآوردهنشدهٔ کودکی است.
- • ۱۸ طرحوارهٔ ناسازگارِ آغازین در پنج حوزه دستهبندی میشوند.
- • مفهومِ «حالتهای ذهنی» تجربهٔ لحظهایِ ما را در قالبِ کودک، والد، مقابلهای و بزرگسالِ سالم توضیح میدهد.
- • ترکیبِ تکنیکهای شناختی، تجربی و رابطهای، امضای بالینیِ این رویکرد است.
- • هدفِ نهایی، تقویتِ بزرگسالِ سالم و بازوالدینیِ سالمِ بخشهای آسیبدیدهٔ درون است.
منابع
- Young, J. E., Klosko, J. S., & Weishaar, M. E. (2003). Schema Therapy: A Practitioner's Guide. New York: Guilford Press.
- Young, J. E. (1990/1999). Cognitive Therapy for Personality Disorders: A Schema-Focused Approach.
- Arntz, A., & Jacob, G. (2013). Schema Therapy in Practice: An Introductory Guide to the Schema Mode Approach. Wiley-Blackwell.
- Bach, B., Lockwood, G., & Young, J. E. (2018). A new look at the schema therapy model: organization and role of early maladaptive schemas. Cognitive Behaviour Therapy, 47(4).