نگاهِ نو
→ بازگشت به مقالات

اثرِ شروعِ تازه: چرا شنبه‌ها واقعاً فرق دارند

پژوهش‌ها نشان می‌دهند اولِ هفته، اولِ ماه و نوروز فقط خرافه‌ی انگیزشی نیستند؛ نقطه‌های واقعیِ بازنشانیِ ذهن‌اند.

«از شنبه شروع می‌کنم.» این جمله را آن‌قدر مسخره کرده‌ایم که یادمان رفته شاید حکمتی در آن باشد. هنگچن دای، کاترین میلکمن و جیسون ریس در سالِ ۲۰۱۴ نشان دادند که این شهودِ عامیانه، پشتوانه‌ی داده‌ای محکمی دارد: آدم‌ها بعد از «نشانه‌های زمانی» ـ اولِ هفته، اولِ ماه، اولِ سال، روزِ تولد، بعد از تعطیلات ـ به‌طورِ قابلِ اندازه‌گیری بیشتر سراغِ هدف‌هایشان می‌روند. آن‌ها این پدیده را «اثرِ شروعِ تازه» (fresh start effect) نامیدند. خبرِ خوب برای ما که تقویممان پر از نقطه‌ی شروع است ـ شنبه، اولِ ماه، نوروز، یلدا، اولِ مهر ـ این است که این اثر را می‌توان آگاهانه به خدمت گرفت. این مقاله علمِ پشتِ این پدیده، سازوکارِ روانیِ آن و راهِ استفاده‌ی هوشمندانه از آن را شرح می‌دهد ـ به‌علاوه‌ی دام‌هایی که باید از آن‌ها برحذر بود.

کشفِ یک الگوی پنهان در داده‌ها

دای، میلکمن و ریس در سه مطالعه‌ی میدانیِ آرشیوی، سه منبعِ داده‌ی کاملاً متفاوت را زیرِ ذره‌بین بردند: جست‌وجوهای گوگل برای واژه‌ی «رژیم»، آمارِ ورودِ دانشجویان به باشگاهِ ورزشیِ یک دانشگاه، و تعهدهای ثبت‌شده در وب‌سایتی برای قراردادهای هدف‌گذاری. الگوی واحدی در هر سه پیدا شد: جست‌وجوی رژیم در آغازِ هفته، ماه و سال و پس از تعطیلاتِ رسمی اوج می‌گرفت؛ رفتن به باشگاه در آغازِ هفته، ماه، ترم و بعد از تولد بیشتر می‌شد؛ و تعهد به هدف‌ها نیز همین چرخه را داشت. مثلاً مراجعه به باشگاه در آغازِ هفته‌ی جدید به‌طورِ معناداری بیشتر از روزهای مشابهِ میانه‌ی هفته بود. نکته‌ی مهم این است که هیچ‌کس به این آدم‌ها نگفته بود «حالا شروع کن»؛ خودِ تقویم، بی‌صدا، دکمه‌ی شروع را فشار می‌داد. مقاله در نشریه‌ی Management Science منتشر شد و یکی از پُرارجاع‌ترین یافته‌های علومِ رفتاری در دهه‌ی گذشته شد.

سازوکار: حسابداریِ ذهنیِ زمان

چرا اولِ هفته چنین قدرتی دارد؟ توضیحِ پژوهشگران ظریف است: ذهنِ ما زمان را پیوسته تجربه نمی‌کند، بلکه آن را مثلِ دفترِ حسابداری به «دوره‌های ذهنی» تقسیم می‌کند. نشانه‌های زمانی مثلِ خط‌کشی بینِ این دوره‌ها عمل می‌کنند و دو کارِ روانیِ مهم انجام می‌دهند. نخست، ناکامی‌های گذشته را به «دوره‌ی قبل» می‌سپارند: «منِ هفته‌ی پیش» که تمرینش را نیمه‌کاره رها کرد، در دفترِ بسته‌شده‌ای جا می‌ماند و «منِ این هفته» با کارنامه‌ای پاک شروع می‌کند. این فاصله‌گذاری از خویشتنِ ناکام، احساسِ توانمندی را برمی‌گرداند. دوم، نگاهِ ما را از جزئیاتِ روزمره به تصویرِ کلانِ زندگی می‌برند؛ در روزِ تولد یا تحویلِ سال، آدم کمتر به ایمیل‌های امروز و بیشتر به این فکر می‌کند که «دارم به کجا می‌روم؟» و هدف‌گذاری دقیقاً از همین جنس نگاهِ کلان تغذیه می‌کند. به زبانِ برند ما: نشانه‌ی زمانی، یک «نگاهِ نو» رایگان است که تقویم به ما هدیه می‌دهد.

شروعِ تازه ساختنی است، نه فقط یافتنی

یافته‌ی هیجان‌انگیزترِ این گروهِ پژوهشی در مطالعه‌ی بعدی (۲۰۱۵، Psychological Science) آمد: شروعِ تازه را می‌توان «قاب‌بندی» کرد. در یکی از آزمایش‌ها، وقتی یک روزِ ثابتِ تقویم به‌جای «سومین پنج‌شنبه‌ی ماه» با عنوانِ «اولین روزِ بهار» معرفی شد، افرادِ بیشتری حاضر شدند یادآورِ شروعِ هدفشان را برای همان روز تنظیم کنند ـ روز همان روز بود؛ فقط معنایش عوض شده بود. این یعنی قدرت در خودِ تاریخ نیست، در روایتی است که درباره‌اش می‌سازیم. برای ما این خبرِ کاربردی بزرگی است: لازم نیست تا نوروز صبر کنی. می‌توانی «اولین شنبه‌ی بعد از امتحانات»، «روزِ بعد از جابه‌جایی به خانه‌ی جدید»، «فردای تولدت» یا حتی «اولین روزِ پاییز» را خودت به یک مرزِ معنادار تبدیل کنی. پژوهشگران همچنین دریافتند این قاب‌بندی به‌خصوص وقتی کارسازتر است که فرد از عملکردِ گذشته‌اش راضی نیست ـ یعنی دقیقاً همان وقتی که بیشترین نیاز را به بستنِ دفترِ قبلی داریم.

دو دامِ شروعِ تازه

هر ابزارِ روانی، لبه‌ی تیزِ دیگری هم دارد. دامِ اول، «انتظارِ نقطه‌ی کامل» است: وقتی قدرتِ شنبه را بدانیم، ممکن است سه‌شنبه هیچ کاری نکنیم چون «الان وسطِ دوره است». اگر می‌بینی منتظرِ شنبه ماندن دارد به بهانه‌ای برای تعویق بدل می‌شود، یادت باشد که فردا صبح هم یک مرزِ زمانی است؛ حتی «بعد از ناهار» هم می‌تواند باشد. دامِ دوم ظریف‌تر است: پژوهش‌های بعدیِ همین گروه نشان داد شروعِ تازه برای رفتارهایی که خوب پیش می‌روند می‌تواند مزاحم باشد؛ بازنشانیِ ذهنی همان‌طور که کارنامه‌ی ناکامی را پاک می‌کند، می‌تواند زنجیره‌ی موفقیت را هم از اعتبار بیندازد. پس قاعده این است: شروعِ تازه را برای «راه‌اندازی» و «بازگشت بعد از لغزش» به کار ببر، نه برای دست‌کاریِ عادتی که روان و برقرار است. اگر ورزشِ شبانه‌ات سه ماه است پابرجاست، نوروز لازم نیست «نسخه‌ی جدیدی» از آن بسازی؛ فقط ادامه بده.

تمرینِ عملی: تقویمِ نقطه‌های شروع

این تمرین ده دقیقه وقت می‌خواهد و یک تقویم. قدمِ اول: یک هدف را انتخاب کن که مدتی است پشتِ گوش انداخته‌ای ـ فقط یکی. قدمِ دوم: در سی روزِ آینده، سه نشانه‌ی زمانی پیدا کن و در تقویم علامت بزن: یک نشانه‌ی نزدیک (شنبه‌ی پیشِ رو)، یک نشانه‌ی شخصی (تولد، سالگرد، روزِ بعد از یک رویدادِ مهم) و یک نشانه‌ی تقویمی (اولِ ماه، اولین روزِ فصل). قدمِ سوم: برای نشانه‌ی نزدیک، کوچک‌ترین اقدامِ ممکن را بنویس ـ نه «ورزش را شروع می‌کنم»، بلکه «شنبه ساعتِ ۷ ده دقیقه پیاده‌روی می‌کنم». قدمِ چهارم: برای آن روز یک جمله‌ی قاب‌ساز آماده کن: «این، اولین روزِ فصلِ جدیدِ من است.» و قدمِ آخر، مهم‌ترینش: همین حالا تصمیم بگیر اگر در میانه‌ی راه لغزیدی، کدام نشانه‌ی بعدی نقطه‌ی بازگشتت خواهد بود. اثرِ شروعِ تازه فقط برای شروع‌کردن نیست؛ برای دوباره شروع‌کردن است ـ و دوباره شروع‌کردن، تنها مهارتی است که هیچ هدفِ بلندمدتی بدونِ آن به مقصد نمی‌رسد.

نکته‌های کلیدی

مبنای پژوهشی: این مقاله بر پایه‌ی پژوهشِ دای، میلکمن و ریس (۲۰۱۴) در Management Science درباره‌ی اثرِ شروعِ تازه در سه مطالعه‌ی میدانی، مطالعه‌ی تجربیِ همان گروه (۲۰۱۵) در Psychological Science درباره‌ی قاب‌بندیِ نشانه‌های زمانی، و جمع‌بندیِ کاترین میلکمن در کتابِ How to Change (۲۰۲۱) نوشته شده است.

منابع

یه نفس تازه