نگاهِ نو
→ بازگشت به مقالات

اضطراب در کودکان و نوجوانان: نشانه‌ها، انواع و راه‌های همراهی

اضطرابِ کودکی اغلب در لباسِ شکم‌درد، بدخوابی یا لج‌بازی پنهان می‌شود؛ شناختنِ نشانه‌ها اولین قدمِ کمک است.

اضطراب یکی از شایع‌ترین تجربه‌های روانیِ کودکی و نوجوانی است. مطالعاتِ بین‌المللی نشان می‌دهند که حدودِ یکی از هر هشت کودک، تا پیش از بزرگسالی، تجربه‌ی یک اختلالِ اضطرابی را از سر می‌گذراند. مشکل این‌جاست که اضطرابِ کودک، اغلب با چهره‌ی اضطرابِ بزرگسالی فاصله دارد: کودک به‌جای گفتنِ «نگرانم»، شکم‌درد می‌گیرد، عصبانی می‌شود، یا از مدرسه فرار می‌کند. این مقاله به والدین کمک می‌کند نشانه‌ها را زودتر بشناسند، تفاوتِ ترسِ طبیعی و اختلالِ اضطرابی را بفهمند، و بدانند چه کاری به فرزندشان کمک می‌کند و چه کاری اضطراب را بدتر می‌کند.

نشانه‌هایی که اغلب نادیده می‌مانند

اضطراب در کودکان معمولاً از سه دریچه بیرون می‌زند: بدن، رفتار و فکر. در بدن: سردرد، شکم‌درد، تهوع، بدخوابی، خستگیِ مزمن. در رفتار: اجتنابِ مدرسه، چسبیدن به والد، تحریک‌پذیری، انفجارهای خشم، کمال‌گراییِ افراطی، یا تأخیر در کارها. در فکر: نگرانیِ مداوم درباره‌ی «اگر چه می‌شود»، خودسرزنشی، یا اطمینان‌خواهیِ مکرر («مطمئنی اتفاقی نمی‌افتد؟»). وقتی این نشانه‌ها بیش از چند هفته ادامه دارند و عملکردِ کودک را در مدرسه، خانه یا روابط مختل می‌کنند، وقتِ آن است که جدی گرفته شوند.

اضطرابِ جدایی

اضطرابِ جدایی در کودکانِ زیرِ سه سال طبیعی است و معمولاً به‌خودی‌خود فروکش می‌کند. اما در سنینِ بالاتر، اگر کودک از فکرِ دور بودن از والد دچار وحشتِ شدید می‌شود، شب‌ها به اتاقِ والدین می‌آید، از کابوسِ گم شدنِ خانواده می‌گوید، یا برای نرفتن به مدرسه شکم‌درد می‌گیرد، می‌توان به اختلالِ اضطرابِ جدایی فکر کرد. کلیدِ کمک، نشان دادنِ این پیام است: «جدایی سخت است، اما من برمی‌گردم.» خداحافظی‌های کوتاه و قابلِ پیش‌بینی، آیینِ ثابتِ صبح‌گاهی و بازگشتِ سرِ وقت، اعتمادسازی می‌کنند.

اضطرابِ اجتماعی در نوجوان

اضطرابِ اجتماعی اغلب در سالِ‌های دبیرستان اوج می‌گیرد؛ زمانی که نوجوان نسبت به نگاهِ همسالان حساس‌تر می‌شود. نشانه‌ها شاملِ ترسِ شدید از حرف زدن در کلاس، اجتنابِ مهمانی و گردهمایی، نگرانیِ افراطی از این‌که «دیگران مسخره‌ام می‌کنند»، یا سرخ شدن و عرق کردن در موقعیت‌های اجتماعی است. این اختلاب با خجالتیِ ساده فرق دارد: خجالتی با گذرِ زمان گرم می‌شود، اما اضطرابِ اجتماعی، رنج‌آور و ناتوان‌کننده می‌ماند. شواهد نشان می‌دهند که درمانِ شناختی-رفتاری (CBT) همراه با مواجهه‌ی پلکانی، اثربخش‌ترین رویکرد است.

چه کاری کمک می‌کند

اول، اعتبارِ هیجان: «می‌فهمم استرس داری، طبیعی است.» دوم، اجازه ندادن به اجتنابِ کامل؛ کمک به کودک برای روبه‌رو شدن با ترس به‌شکلِ پلکانی و قابلِ‌مدیریت. سوم، آموزشِ مهارت‌های ساده مثلِ تنفسِ شکمی، نام‌گذاریِ هیجان، و طرحِ پرسش‌های «شواهدِ این فکر چیست؟» چهارم، خواب و فعالیتِ بدنیِ منظم، که به‌اندازه‌ی هر مهارتِ روان‌شناختی مهم‌اند. پنجم، الگو بودنِ والد در مدیریتِ استرسِ خویش؛ کودک از واکنشِ والد، یاد می‌گیرد که هیجان قابلِ مدیریت است یا فاجعه.

چه کاری معمولاً کمک نمی‌کند

اطمینان‌بخشیِ بی‌پایان («نگران نباش، هیچ‌چی نمی‌شه») کوتاه‌مدت آرام می‌کند، اما در درازمدت پیامِ «بدونِ من نمی‌توانی» را تقویت می‌کند. حذفِ کاملِ موقعیت‌های اضطراب‌آور (مثلاً برداشتنِ مدرسه‌ی نوجوان به‌محضِ اولین مقاومت) چرخه‌ی اجتناب را قوی‌تر می‌کند. تحقیر («دیگه بزرگ شدی، خجالت بکش») یا مقایسه با همسالان، شرم را به اضطراب اضافه می‌کند. وقتی نشانه‌ها شدید، مزمن یا مختل‌کننده‌اند، کمک گرفتن از یک متخصصِ کودک و نوجوان نه‌تنها بدنام نیست، بلکه عاقلانه است.

نکته‌های کلیدی

مبنای پژوهشی: این مقاله بر پایه‌ی راهنمای انجمنِ روان‌پزشکیِ کودک و نوجوانِ آمریکا (AACAP)، پروتکل‌های Coping Cat و FRIENDS برای درمانِ اضطرابِ کودکی، و کارهای فیلیپ کندال و رونالد رپی در زمینه‌ی CBT برای اضطرابِ کودکان و نوجوانان نوشته شده است.

منابع

یه نفس تازه